سه‌شنبه ۱۰ اوت ۲۰۱۰

شب و خورشید

تا آزادی سیامک قادری و همه ی روزنامه نگاران....



















وقتی سیاهی،

حریف خورشید نشد

شب را فرستاد

تا خواهر زاده ی خورشید را در زنجیرکند.

بندیان؛

آغوش بگشایید

این که می آید،

چشم دل و نور امید است

و همراز آسمان!

عزیزش بدارید

و در آغوشش گیرید.

و یک سلام از راهی دور بر نواده ی خورشید،

بمان،

تا رقص براده های خورشید بر سرزمین فراموشی

بمان تا نور بیاید،

بمان تا طلوع مهر،

طلوع درخت آلوچه

بمان تا طلیعه ی شکوفه های امید.

زمستان که برود،

بنفشه ها ندا درخواهند داد تا به دیدارشان بیایی،

درختان خواهند خندید

آنگاه می دانی که؟

آری ،

به بدرقه ی شب خواهیم رفت.

بمان

بمان تا بهار بیاید.....




18/5/1389

نیمه شبی محزون به یاد س/ق

- - - - - -
لینک های مرتبط:
1- رهانا تاریخ 29-6-1389---اینجا کلیک کنید

2- رهانا/ تاریخ مهر 1389 ---اینجا کلیک کنید

دوشنبه ۲ اوت ۲۰۱۰

حکایت چشمان قرمز من

قرمزی چشمانم

حکایت

شبی پر از شراره ی عشق و شور و شعر است.

قرمزی چشمانم،

دوشنبه ۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

بخواب آرام گلم

........
........
بخواب آرام گلم
یاد تو جاوید است
و راه تو،

دوشنبه ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

خیال ِخام ِتو



با خیال خام تو،
در کوچه های خاکی پاییز
قدم می زنم


















و موسیقی خش خش برگهای خزان زده را نیوش می کنم.

جمعه ۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

سلام به آقای سانسورچی



سلام آقای سانسورچی، برو خوش باش با فیلتر
بیــــــــــا این بار با ما باش، برای ما نیا هی قِر
.
جناب سایبــــــــــری، من دارمت بسیار فرخنده
همیــــــشه سر سلامت باشی و شاد ولبَت خنده
.
به ما نامهـــــــــــــربانی و جفا مَپسَند ای جانم
تو را هم جمــــــله از انسان و از انسانیت دانم
.
چرا من را که از ایران نوشتم، فیــــــلترم کردی؟

یکشنبه ۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

گربه ی ملوس جغرافیا







این یک نوشته ی تقریبا بلند است که کمی از ان را اینجا می گذارم.

تقدیم به همه ی انها که ایران را عاشقانه دوست می دارند، با احترام

سالیان درازی است که خودم را تکرار می کنم
صبح و صبح به خیر و صبحانه
و بعد،
 نگاهی به چند مجله و روزنامه!

پنجشنبه ۲۴ ژوئن ۲۰۱۰

روز پدرمبارک

میلاد مولود کعبه بر همه ی پویندگان راه علی(ع) مبارک باد
روز پدر بر همه ی /مردان و پدران/ مبارک











تقدیم به همه ی پویندگان راه "علی علیه السلام"   
    
شب عید است
عید مرتضا،آن شیر بی همتا
علی(ع)؛
آن مرد میدان، فاتح خیبر

جمعه ۱۸ ژوئن ۲۰۱۰

ققنوس و تسبیح

تقدیم به : ن / ق





















نمی دانم،
بین ققنوس و تسبیح؛
شمال وجنوب

چهارشنبه ۹ ژوئن ۲۰۱۰

دوباره باز خرداد اومد...


دوباره خــــــــــــــرداد اومد و ولوله یی راه افتاد
یه بار دیگه چــــــــــن تا آدم تو چاله و چاه افتاد
.
دوباره باز راه افتادن تو کــــــــــــوچه و خیابون
یه بار دیگه بدون حرف دارن میـــــان تو میدون
.
دوباره باز حرف و حدیث دارن می گـــــن نامردا

دوشنبه ۷ ژوئن ۲۰۱۰

بهار که آمد...

بهار که آمد،
کمی هم گریه خواهم کرد
برای دل قناری ها،

پنجشنبه ۳ ژوئن ۲۰۱۰

روزمادر مبارک


دوباره آمده یک روز شـــــــــیرین
برای مادران چون یاس و نـسرین
چو هر کس مـادری دارد و همسر
و دختـــــــــر دارد و یا چند خواهر
اگر چه او حســــــابش خالی باشد
ویا جیبــــــــش زپولی عاری باشد
تقلایی کند، تبــــــــــــــــریک گوید

چهارشنبه ۲۶ مهٔ ۲۰۱۰

گل من هیچ نخواب





/گلِ من زود بخواب/

با احترام؛


 پیشکش به متولدین خرداد 88

شب که شد،
ماه درآمد،
گل من زود بخواب.
قصه ی غصه سر آمد،
گل من زود بخواب.
منجی،

دوشنبه ۱۷ مهٔ ۲۰۱۰

شرح پریشانی

با احترام؛
تقدیم به سیامک عزیز،
 برای صبوری و استقامتش













دوستان شــــــــــرحِ پریشانی من گوش کنید
باز چنــــدی ز می تلـــــخِ دلــــــم نوش کنید
بسپارید دلی، قصــــــه ی من را شـــــــنوید

دوشنبه ۱۰ مهٔ ۲۰۱۰

انتهای جهان











اینجا،
کمی مانده به انتهای جهان است.
مهد تمدنی بزرگ،
که معصومیت لاله و داغ شقایق فراموش شد.
اینجا،

سه‌شنبه ۴ مهٔ ۲۰۱۰

بنفشه باید که ببارد

با احترام؛
تقدیم به جوانان آزاده ی میهنم

بنفشه که ببارد؛
دیگر کسی به یاد زخم قناری نیست،
کسی داغ لاله را نمی فهمد
و یاس ونسترن از یاد خواهد رفت.
ملالی نیست؛ اما
بنفشه باید که ببارد....

جمعه ۳۰ آوریل ۲۰۱۰

سحر












وقتی؛


خورشید بیدار شد


ما خواب بودیم.


همینکه

چهارشنبه ۲۸ آوریل ۲۰۱۰

شب ستاره باران














دردهایم را در خودم می ریزم


و شادیهایم را


با توقسمت می کنم.


حسرت هایم را فرومی برم


وشعرهای خوبم را

پنجشنبه ۲۲ آوریل ۲۰۱۰

داس را که بر می داری..














داس را که بر مي داري،


             دوباره مي ترسم!

                           تهي مي شوم،


                                اندامم به رعشه مي افتد.